العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

46

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

أبو الحسن الأشعري ، لأنّ وجوب الوجود يقتضي الاستغناء عن الغير ، فلو كان باقيا بالبقاء كان محتاجا إليه فيكون ممكنا ، هذا خلف . - 7 - صانع تعالى باقى [ - جاودان ] است متن : وجوب وجود بر سرمد بودن خداوند [ - اين‌كه او هميشه بوده و خواهد بود ] و نفى زايد [ بودن بقا بر ذاتش ] دلالت دارد . شرح : آنان كه وجود صانع تعالى را اثبات كرده‌اند ، بر باقى بودن او براى هميشه اتفاق دارند و در عين حال [ در چگونگى آن ] اختلاف كرده‌اند . اشعرى مىگويد : خداوند باقى است به بقايى كه [ زايد بر ذات او و ] قائم به اوست ، و ديگران مىگويند : او لذاته باقى است . و اين سخن حقى است كه مؤلف آن را برگزيده است . دليل بر باقى بودن خداوند ، واجب الوجود بالذات بودن اوست - كه پيش از اين گذشت - و اين‌كه عدم بر واجب الوجود لذاته محال است ، [ چراكه ] در غير اين صورت [ او واجب الوجود نخواهد بود ، بلكه ] ممكن مىباشد . اشكالى كه [ برخى ] در اينجا وارد كرده‌اند - كه مىتوان فرض كرد خداوند در زمانى واجب الوجود لذاته و در زمانى ديگر ممتنع الوجود باشد - كج‌انديشى اشكال كننده را مىرساند ، چون ماهيت خداوند ، در اين فرض با نظر به ذاتش ، مقيد به هيچ يك از دو زمان نيست و بنابراين ، هر دو صفت وجود و عدم را مىتواند بپذيرد ، و ما از ممكن جز اين را قصد نمىكنيم . بايد توجه داشت كه اين دليل ، همان‌گونه كه بر وجوب بقا و جاودانگى خداوند دلالت دارد ، نفى معنايى را كه ابو الحسن اشعرى آن را اثبات كرده ، نيز مىرساند ؛ چون وجوب وجود مقتضى بىنيازى از غير است . پس اگر خداوند به بقايى [ كه زايد بر ذاتش است ] باقى باشد ، [ در تداوم وجود خود ] نيازمند به آن بقاء و در نتيجه ، ممكن خواهد بود ، و اين بر خلاف فرض است .